بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درآمد دارد، يعنی 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال
اگر 1000 دلار از دست وی بر زمين بیافتد به خودش اين دردسر را نمیدهد كه برش دارد، چون در 4 ثانيهای كه برداشتنش طول میکشد، اين پول عايدش شده
آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهی دارد و بيل گيتس به تنهايی میتواند ظرف 10 سال تمام بدهی آمريكا را بازپرداخت كند
او میتواند نفری 15 دلار به همه جمعيت جهان بدهد و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقی خواهد ماند
اگر مايكل جردن يعنی گرانترين ورزشكار آمريكايی هيچ غذا و آبی نخورد و همه 30 ميليون دلار درآمد سالانهاش را پسانداز كند، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندی بيل گيتس شود
اگر بيل گيتس را به صورت يك كشور تصور كنيم، سي و هفتمين كشور ثروتمند جهان میشود! يا به تنهايی درآمدی برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايی خواهد داشت، حتی بيشتر از آیبیام
اگر همه ثروت بيل گيتس را تبديل به يك دلاری كنيم، میشود جادهای از ماه تا زمين با آن كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولی ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد برای جابجايی اين پولها پرواز كنند
بيل گيتس امسال 40 ساله میشود. اگر فرض را بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگر هم زنده خواهد بود، میتواند روزی 78/6 ميليون دلار خرج كند قبل از اين كه به بهشت برود
|
If there is a female you care anything about, share his with her. I did!!!!!
|
When Giants Meet: The Queen of Persian Pop greets the Shahbanou of Iran in NY Live Concert








پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب ديد که تخت خواب کاملاً مرتب و همه چيز جمع و جور شده. يک پاکت هم به روي بالش گذاشته شده و روش نوشته بود «پدر». با بدترين پيش داوري هاي ذهني پاکت رو باز کرد و با دستان لرزان نامه رو خوند :
پدر عزيزم،
با اندوه و افسوس فراوان برايت مي نويسم. من مجبور بودم با دوست دختر جديدم فرار کنم، چون مي خواستم جلوي يک رويارويي با مادر و تو رو بگيرم. من احساسات واقعي رو با Stacy پيدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما مي دونستم که تو اون رو نخواهي پذيرفت، به خاطر تيزبيني هاش، خالکوبي هاش ، لباسهاي تنگ موتور سواريش و به خاطر اينکه سنش از من خيلي بيشتره. اما فقط احساسات نيست، پدر. اون حامله است. Stacy به من گفت ما مي تونيم شاد و خوشبخت بشيم. اون يک تريلي توي جنگل داره و کُلي هيزم براي تمام زمستون. ما يک رؤياي مشترک داريم براي داشتن تعداد زيادي بچه. Stacy چشمان من رو به روي حقيقت باز کرد که ماريجوانا واقعاً به کسي صدمه نمي زنه. ما اون رو براي خودمون مي کاريم، و براي تجارت با کمک آدماي ديگه اي که توي مزرعه هستن، براي تمام کوکائينها و اکستازيهايي که مي خوايم. در ضمن، دعا مي کنيم که علم بتونه درماني براي ايدز پيدا کنه، و Stacy بهتر بشه. اون لياقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و مي دونم چطور از خودم مراقبت کنم. يک روز، مطمئنم که براي ديدارتون بر مي گرديم، اونوقت تو مي توني نوه هاي زيادت رو ببيني.
با عشق،
پسرت،
John
پاورقي : پدر، هيچ کدوم از جريانات بالا واقعي نيست، من بالا هستم تو خونه Tommy. فقط مي خواستم بهت يادآوري کنم که در دنيا چيزهاي بدتري هم هست نسبت به کارنامه مدرسه که روي ميزمه. دوسِت دارم! هروقت براي اومدن به خونه امن بود، بهم زنگ بزن.
بر اساس آمار غيررسمی هر ساله شمار زيادی از دانشجويان و فارغ التحصيلان ايرانی برای ادامه تحصيل و همچنين دستيابی به موقعيتهای شغلی گسترده تر، ترک وطن کرده، عموماً به مناطق اروپايی و آمريکايی مهاجرت می کنند.
اين موضوع که گاه از آن با عنوان "فرار مغزها" ياد می شود، دير زمانی است گريبانگير جامعه علمی ايران بوده، مورد بحث و انتقاد صاحبنظران و سياستگذاران است.
بعضی خروج اين دانشجويان را از دست رفتن سرمايه انسانی تلقی می کنند و برخی ديگر مهاجرت دانشجويان را باعث گسترده شدن قابليت های علمی و عملی دانسته، از آن به عنوان توانايی بالقوه برای توسعه علمی و فن آوری آينده ايران ياد می کنند.
با اين حال هر دو گروه متفق القولند که توسعه بلندمدت در ايران بدون بازگشت اين قشر از جامعه ايرانی به سرزمين مادری يا جلب سرمايه آنها از خارج به داخل کشور، امری مشکل و حتی ناممکن است و سياستگذاری صحيح و بلندمدت در اين راستا، نيازمند آمار و ارقام دقيق است.
از اين منظر، مطالعه اخير گروه مطالعات ايرانی دانشگاه ام آی تی در مورد دانشجويان ايرانی مقيم آمريکا شايان توجه است.
در اين "برگه واقعنما" اطلاعات مربوط به دانشجويان و فارغ التحصيلان ايرانی مقيم آمريکای شمالی از منابعی چون بنياد ملی علمی آمريکا (NFS) و اداره آمار کانادا استخراج شده است.
بر اساس اين مطالعه، شمار فارغ التحصيلان تابع ايران مقيم آمريکا از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۰۳ سير نزولی داشته است.
لازم به ذکر است که اين کاهش برای ايرانيان دارای اقامت دائم (گرين کارت) و ايرانيان دارای رواديد موقت روند مشابهی دارد.
اين در حالی است که تعداد دانشجويان ايرانی مقيم کانادا در مقطع زمانی مشابه سيری صعودی داشته است.
بين سالهای ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۸ شمار ثبت نام دانشجويان ايرانی در کانادا در مقطع کارشناسی هفتاد درصد و در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا 240 درصد افزايش داشته است.
برای مقايسه بين سالهای ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۳، شمار فارغ التحصيلان ايرانی در تحصيلات تکميلی (مقطع کارشناسی ارشد و دکتری) در کانادا با ۳۵۰ درصد رشد از چهل نفر به ۱۴۰ نفرافزايش يافته، در حالی که در آمريکا اين شمار با کاهشی ۶۷ درصدی، از ۲۰۳ نفر به ۶۴ نفر رسيده است.
دلايل احتمالی افول شمار دانشجويان علوم پايه و مهندسی ايرانی مقيم آمريکا را می توان دور شدن از موج مهاجرت بعد از انقلاب و دوران جنگ، افزونی مشکلات دريافت رواديد برای ايالات متحده، اقبال کمتر تحصيلگران به رشته های علوم پايه و مهندسی و سياستگذاريهای اخير ساير کشورها از جمله کانادا، استراليا و اروپا برای جذب دانشجويان غير بومی برشمرد.
لازم به ذکر است که بين ثبت نام تا فارغ التحصيلی ميانگين بازه زمانی شش هفت ساله ای وجود دارد، بدين جهت در اين مطالعه، عواقب حادثه يازده سپتامبر و موج جديد مشکلات دريافت رواديد قابل بررسی نيست.
آمار بنياد ملی علمی آمريکا در سال ۲۰۰۳، شمار فارغ التحصيلان متولد ايران و مقيم آمريکا که دارای درجه کارشناسی يا بالاتر باشند را ۸۲۸۰۰ نفر اعلام می کند.
بين اين فارغ التحصيلان نوزده درصد از دارندگان درجه کارشناسی، هشت درصد از دارندگان درجه کارشناسی ارشد و ۲۶ درصد از دارندگان درجه دکتری، مدارک خود را خارج از ايالات متحده (عمدتاً ايران) دريافت کرده اند.
شايان ذکر است که ايرانيان مقيم آمريکا جزو تحصيلکرده ترين گروهای قومی آمريکا هستند.
بر اساس سرشماری فدرال آمريکا در سال ۲۰۰۰، ۵۷ درصد از ايرانيان بالای ۲۵ سال دارای مدرک کارشناسی يا بالاترند، در حالی که اين نسبت برای کل جمعيت آمريکا ۲۴ درصد ياد شده است.
همچنين ۲۷ درصد از ايرانيان بالای ۲۵ سال دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری هستند، در حالی که با اختلافی فاحشتر، اين نسبت برای کل جمعيت آمريکا نه درصد محاسبه شده است.
مهاجرت دانشجويان ايرانی محدود به رشته های مهندسی و علوم پايه نيست و برای درک و تحليل دقيقتر مسئله "فرار مغزها"، آمارگيری جامعتر و مطالعاتی از اين دست لازم است تا سياستهای مناسبی گذارده شود.